• نویسنده: دکتر حسین ابوالحسن تنهایی
  • ناشر: بهمن برنا
  • نوبت چاپ: چاپ دوم ۱۳۸۹
  • تعداد صفحات: ۳۶۹ صفحه
  • محل نشر: تهران

 

این کتاب دهمین جلد از مجموعه سیزده جلدی “تخیل جامعه شناختی در بستر تاریخ” است که توسط استاد تنهایی تدوین و تالیف شده است. وی در پیش گفتار چاپ دوم این اثر چنین توضیح می دهد:

 

“جامعه شناسی تاریخی نظریه، چه به معنای بررسی نظریه های اندیشمندان غربی و چه به معنای وارسی نظریه های متفکرین مسلمان و یا هر دین دیگری، به ناگزیر از دو قاعده پیروی می کند: یکی قواعد بررسی ساختارشناسی دستگاه نظری، که شرح آن در کتاب «جامعه شناسی نظری» به تفصیل آمده، و دیگری مراعات قلمرو جامعه شناسی معرفت، که در «جامعه شناسی شناخت و معرفت شناسی نظریه» شرح آن گقته شده است: یعنی توجه به هم فراخوانی ذهن و اندیشه از یک سوی و عین و واقعیت اجتماعی از دیگر سوی، که در پهنه­ی سازمان اجتماعی و ویژگی­های آن در درازای گذرگاه­های تاریخی تبلور خاص می­گیرد.

 

بر اساس چنین پایه­ای، این کتاب از میان اندیشمندان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی، و متفکرینی که در ایران به دنیا آمده و به فارسی قلم زده­اند، برای کوتاهی متن، تنها برخی را انتخاب نموده و در این انتخاب از چند شاخص پیروی کرده است: نخست آن که عارفان را از این خارج وبه جلد یازدهم «جامعه شناسی عرفانی در اندیشه­ی عرفای مسلمانی» احاله نموده­ایم. دوم آن که دل­مشغولیِ اندیشمندان به مسایل اجتماعی را مهم برشمردیم و سوم که آن که کوشش آشکارتر آنها در ساخت یا توجه به دستگاه نظری را ارج نهادیم. چهارم آن که از اندیشمندان تکرارگوی کلیشه­ای دوری جسته و فکر انتقادی را ارزشمند دانستیم.

اما چند تذکر نیز برای مخاطبین مذاهب گونه گون، که گاه از سوی دانشجویان مطرح می­شده است، به نظر لازم می­آید. آوردن اصطلاح­هایی نظیر اسلام علی، سقیفه­ای، معاویه­ای، شیعی یا سنی، در این متن بار ارزشی ندارد، بلکه تنها نام­هایی هستند که به ناگزیر انتخاب شده­اند تا واقعیت­های متفاوتی را از هم تفکیک کنیم. روشن است اگر کسی برای مثال معتقد به اسلام معاویه­ای باشد نبایستی نام را برچسبی تابویی یا اصطلاحی نامحترمانه به شمار آورد، و نیز نبایستی چنین برداشتی از اسلام را تنها برداشت ممکن از اسلام بداند و مدعی شود که نام اسلام تنها برای ذکر چنین گرایشی کافی است. روشن است که چنین استدلالی از سوی هر مذهبی ممکن است و البته کار پژوهش با چنین رویکردی ناممکن می­نماید. دیگر آن که پیروان مذهب سنت بایستی به یاد بیاورند که اسلام سنی هیچ ارتباطی با اسلام معاویه­ای ندارد، زیرا مذاهب چهارگانه در میانه­ی قرن پنجم قمری رسمی شدند، در صورتی که اسلام معاویه­ای در قرون یکم و دوم جاری بود، و مذهب آنها نیز مذهب مرجئه بود، ونه مذاهب چهارگانه، و همان گونه که در متن آمده است برخی از مشایخ مذاهب، پیش از رسمی شدن، توسط خلفای بنی امیه به زندان و شکنجه محکوم می­شدند. بنابر این بار دیگر از خوانندگان خواهش می­کنم نام­گذاری رخدادها و گروه­ها و تحلیل وقایع را فرایندی تاریخی و عینی ببینند.”

این کتاب با یک مقدمه، پنج بخش و هیجده فصل به ترتیب ذیا تألیف و تدوین شده است:

مقدمه نظری: جامعه شناسی تاریخی جنبش­های مسلمان

بخش یکم: جامعه شناسی تاریخی جماعت­ها و جنبش­های مسلمان

فصل یکم: مکتب اهل تشیع: راهیان

فصل دوم: جماعت­های شورشی: واماندگان

فصل سوم: جنبش اجتماعی شعوبیان

فصل چهارم: جنبش اجتماعی معتزلیان

فصل پنجم: جنبش اجتماعی اشاعره و هجرت غزالی

فصل ششم: مکتب اهل تسنن

بخس دو: چشم اندازهای انسان شناختی

فصل هفتم: زمینه­های مردم نگاری در سفرنامه ابن فضلان

فصل هشتم: زمینه­های مردم نگاری در سفرنامه­ی ابن حوقل

فصل نهم: زمینه­های مردم­شناسی تطبیقی در شرح ابوریحان

بخش سوم: چشم اندازهای جامعه­شناختی

فصل یازدهم: زمینه­ای جامعه­شناسی تفهمی در شرح فارابی

فصل دوازدهم: زمینه­های روش شناسی پدیدارشناختی در شرح بوعلی

فصل سیزدهم: زمینه­ی جامعه­شناسی در مقدمه­ی ابن خلدون

بخش چهارم: چشم اندازهای معاصر انسان­شناسی ایران

فصل چهاردهم: زمینه­های مردم نگاری سیاسی در سیاحت­نامه­ی ابرهیم بیگ

فصل پانزدهم: زمینه­های روش­شناختی فرهنگ عامه در نوشته­ها پراکنده­ی هدایت

فصل شانزدهم: زمینه­های مردم­شناسی انتقادی در شرح آل احمد

بخش پنجم: بررسی جامعه­شناختی جنبش­های دینی صد سال اخیر

فصل هفدهم: زمینه­های جنبش­های اصلاح گرایی دینی و جامعه­شناختی در متفکرین معاصر

فصل هجدهم: زمینه­های اصلاح گرایی دینی در اندیشه­های مطهری